پخش زنده
امروز: -
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: تکیه ما بر یکی از داشتهها و داراییهای قطعی خودمان، یعنی تنگه هرمز است؛ این تنگه به هیچ وجه نباید رها شود و خوشبختانه همینطور است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری به پرسشها درباره وضع تنگه هرمز و دیگر رویدادهای روز، پاسخ گفت.
متن کامل گفتگو به این شرح است:
پرسش: اگر بخواهیم درباره اخبار روز و رویدادهای به ویژه ۴۸ ساعت گذشته صحبت کنیم، ماجرای تنگه هرمز خیلی مورد توجه قرار گرفته، به علت رویدادهایی که در دو روز گذشته روی داده است. ارزیابی شما از رویداد همزمان در سیاست خارجی و میدان بهویژه درباره تنگه هرمز، چیست؟
صفارهرندی: تکیه ما بر یکی از داشتهها و داراییهای قطعی خودمان، یعنی تنگه هرمز است. اگرچه شاید بگوییم دیرهنگام بوده، اما از سالها قبل شاید باید تکیه میکردیم بر این داشته خودمان؛ حالا بر حسب ضرورت امروز به سراغ آن رفتیم. این تنگه به هیچ وجه نباید رها شود و خوشبختانه همینطور است. همه آن کسانی که دست اندرکار هدایت نظام کشور در بخشهای سیاست خارجی، میدان و افکار عمومی هستند، همه واقف به ارزشهای اساسی این آبراه و این تنگه هستند. طبیعی است که دشمن هم به واسطه اینکه در یک موقعیتی قرار گرفت که احساس کرد شاید مانور او در ساحتهای پیشین دیگر ارزش خود را از دست داده، یعنی اگر تکیه گاه اصلی مانور آنها علیه ما که به دروغ هم است، اما تظاهر میکنند که یک نگرانی درباره موضوع هستهای ما دارند، وقتی موضوع تنگه هرمز پیش آمد، هستهای شاید یادشان رفت. یعنی متوجه شدند که ما بر چه نقطه حساسی دست گذاشتهایم.
از آن به بعد آنها هم شروع کردند ترفندها و کارهایی را که فکر میکردند میتواند موثر واقع شود، به کار گرفتند. از شدیدترین کارهای نظامی تا تهدیدهای جنونآمیز؛ یعنی حتی مطرح کردند که ممکن است متوسل به سلاح هستهای شوند که کارساز واقع نشد. بهواسطه اینکه ما ارزیابی درستی داشتیم از این میدان و از این صحنه؛ این ما که میگویم، یعنی همه دست اندرکاران هدایت کشور از رهبر معظم انقلاب در صدر آن تا ارکان هدایت نظامی، سیاسی و اجتماعی کشور؛ همه این منظومه با همدیگر به یک برآورد و تصمیم رسید و در آن چارچوب عمل کرد. دشمن البته مأیوس نمیشود، گاهی وقتها من به دوستان خود عرض میکنم که این دشمنی که بینی او بارها به خاک مالیده شده است در مقابل انقلاب، آدم فکر میکند که دیگر باید روی آن کم شده باشد و برود. نه، در عالم رذالتهای جریان فتنهگر بینالمللی، نه اینطور هست که اینها خجالت بکشند از اینکه یک چیزی را که بابت آن ۱۰ بار آمدند و التماس کردند، گریه زاری راه انداختند، بعد عقب نشینی کردند، باز دوباره میآیند از یک موضع قلدری برخورد میکنند، باز عقب مینشینند، باک آنها نیست از این رفتارها.
بنابر این، هیچ وقت مأیوس نمیشوند. گاهی وقتها من این رفتارهای خامی را که در بعضی دوستان خودمان میبینند که تا در یک صحنهای میبینند یک ناکامی حاصل شد، فکر میکنند این آخر راه است، در حالی که بارها و بارها در این چهل و چند سال این راهها پیموده شده است، ما رفتیم تا یک اوجی و از آن جا رفتیم پایین، نوسانهای سینوسی، بالا و پایین داشتیم، اما وقتی سر جمع این راه را نگاه میکند آدم، میبیند که حرکت رو به جلو بوده است. من گاهی وقتها به دوستان خود میگویم این بچههایی که جنگ را ندیدند، آن دوران، توانمندیها و مقدورهای ما گاهی به حدی بود که یک خمپاره و خمپارهانداز که به اصطلاح معمولی، نیمه سنگین است، وقتی میخواستیم بگوییم سلاح سنگین بفرستید که سرنوشت جنگ را عوض کند، میگفتیم خمپاره برای ما بفرستید، یعنی تا این حد دست ما خالی بود و بعد میگویم امروز به یک بسیجی خود، یک دوشپرتاب بهعنوان سلاح سازمانی تحویل میدهیم که با آن میتواند هواپیمای نوین دشمن را با آن نشانهگیری کند؛ یعنی در فاصله آن موقعیتها با این موقعیت، ما خیلی جلو آمدیم، اما طاقت بعضی کم است؛ تا یک ناملایمتی میبینند، فکر میکنند که حالا دیگر تمام شد. نخیر، جنگ، کر و فر دارد. دشمن ما میرود و میزند به یک خطی، میبیند که ناکام ماند، عقب نشینی میکند، میرود خود را تجهیز میکند و دوباره میآید.
همین کار را ما هم باید بکنیم. دشمن وقتی دید که تنگه هرمز برای آنها یک راه مسدود شدهای است، ترفندی که به کار گرفتند، این بود که رفتند در یک فاصله دورتری از تنگه هرمز، در دریای عمان، آنجا در کمین کشتیهایی که از این طرف میرفتند، بهخصوص یا به مقصد ایران یا از مبدأ ایران به مقصد دیگر، سر راه اینها فتنهانگیزی کردند، گاهی بعضی از کشتیها را زدند. جنگ است دیگر، دائم باید در تدارک طرحها و ایدههای تازه باشیم، بعضی وقتها موجب این میشود که شما جنگ را در یک مقطعی نگه میدارید و بعد میروید وارد گفتوگو میشوید، کر و فر جنگ همینها است، همه آن یکسره به خط زدن نیست، به خط میزنید، بعد به یک نقطهای میرسد، میگویند خب حالا بیایید حرف بزنیم.
در زمان اولیای خدا و پیامبران هم همینطور بوده است. همیشه پشت سر هم نمیجنگیدند. جنگ میکردند، گاهی موجب شده است که حالا یک قرار گفتگویی بگذارند، یک مذاکرهای بکنند. نمونه خیلی برجسته آن صلح حدیبیه که صورت ظاهر آن این بوده که انگار پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، عقبنشینی کردهاند، اما باطن آن را وقتی نگاه میکنید، میبینید همان منشاء پیروزیهای بزرگ بعدی، بهخصوص خود فتح مکه شد. من در مجموع فکر میکنم آنچه دشمن متوسل به آن شده است درباره تنگه هرمز، نگرانی از این دورهای که قرار بود، دوره ۶۰ روزه، یک گشایشی حاصل شود، یکسری کشتیها عبور کنند، نیازهای محیط بینالمللی یک مقدار رفع شود، ما هم قبول داشتیم که نباید کسانی که نیاز به سوخت دارند، عامه مردم در دنیا ما که نمیخواهیم آنها را بچزانیم، اما مدیران آنها این بلا را سرشان آوردهاند، در عین حال یک گشودگی اگر آنجا حاصل شود، برای ما هم گشایشی داشته باشد، مطلوب است.
دشمن در طراحی شیطنت آمیز خود به دنبال این است که این فرصت و امکان طبیعی را که اینطور است، حالا من اهل حقوق نیستم، اما آنان که حقوق بینالملل میدانند و درس میدهند، میدانند خیلی طبیعی است کشوری که در یک چنین موقعیت جغرافیایی واقع شده و آبراهی به این محدودیت از حیث فاصله که بخش عمده آن آبهای سرزمینی کشورهای مجاور آن که ما هستیم و عمان، این آب سرزمینی ما بهشمار میآید.
پرسش: دشمنان میگویند که این تنگه آبراه بینالمللی ندارد و همپوشانی آبهای سرزمینی است؟
صفارهرندی: بله، مگر اینکه عمان بگوید من از حق خودم گذشتم و بخواهد آن را رها کند. بنابر این دشمنان به دنبال این افتادند که ما را از این حق طبیعی خود محروم کنند.
پرسش: یک عده، دغدغهای دارند و میگویند این ابزاری که در این جنگ به دست آوردیم، نگرانیم وقتی که در جنگ که از دست ما نتوانستند بگیرند، حالا این بحث ۶۰ روز را مطرح میکنند تا در این مدت که اینها میتوانند تردد کنند، بعد به اصطلاح، پشت آن باد بخورد و دیگر نتوانیم برگردیم. این دغدغه را دارند. این دغدغه به نظر شما چقدر میتواند جدی باشد؟
صفارهرندی: داشتن دغدغه در کل خوب است. دغدغهمندی، نقطه مقابل بیخیالی است، اما اگر انباشت دغدغهها موجب یک نگرانی یأس آور شود، این خطرناک است و چیز خوبی نیست. مثل همان شخصیت کارتونی میشود که میگفت من میدانم نمیشود. آن حالت بد است که آدم دائم منفی ببیند صحنه را، اما درست است، باید مراقب باشیم. من میبینم مسئولان ما وقتی حقوقی صحبت میکنند، میگویند این ۶۰ روز روی آن تاکید بوده است که فقط در این ۶۰ روز؛ پس از آن ساز و کارهایی را برای یک تنظیمهایی میخواهد. ما و عمان دائم صحبت میکنیم با همدیگر برای آن تنظیمها. عمانیها هم اگرچه مثل ما این رشادت و شجاعت را ندارند که بخواهند روبروی این آدمخوارهای جهانی بایستند، اما بدشان هم نمیآید در چنین موقعیت مجانی که فراهم شده است و برای آن نجنگیدهاند، جنگ آن را ما کردهایم، یعنی مردم ما هزینه دادهاند، حالا این آمد و شدها ادامه پیدا کند. ما در سمت خودمان، طراحیهای خود را برای پس از ۶۰ روز باید نو به نو و حرفهای تازهتر و قابل قبولتر در محیط بینالمللی، روابط خود و سیاست خارجی فعال کشور، هم با کشورهای همسایه و هم قطبهای تأثیرگذار بینالمللی، تقویت کنیم و این حق طبیعی کشورمان را جا بیاندازیم.
پرسش: شما خودتان نگران این ماجرا نیستید که از دست ما تنگه هرمز را در بیاورند؟
صفارهرندی: نه ببینید، من دغدغه آن را دارم، اما نگرانی به آن معنا که در این مدت میخواهیم چه شود که ما دست برداریم از این امکان و فرصتی که بهطور طبیعی خداوند نصیب ما کرده است، چرا باید دست برداریم؟ میشود تکرار همان قضیههای گذشته؛ یعنی دوباره وارد یک جنگ مستقیم شویم. این روزها میبینید، وقتی یک کشتی خارج از آن چارچوبهایی که باید عبور کند، عبور کرده است، ما به آن اخطار کردیم، توجه نکرده، یک پرتابهای به قول آنها آمده و روی آن نشسته است و طرف مقابل، آمریکاییها که میآیند و به قول خودشان اسکورت (همراهی) میکنند برای تأمین امنیت عبور از مسیر غیر تعیین شده از طرف ایران، به خود حق میدهند که واکنش نشان دهند. میآیند یک نقطهای از مناطق جنوبی ما را بمباران میکنند، بیپاسخ نمیماند. دوباره نیروهای مسلح ما جواب این اقدام آنها را میدهند که من امیدوارم این پاسخ آخری، مال ما بوده باشد و پس از آن دیگر تکرار نشود. این چیزها ما چند بار داشتیم در این چند هفته، مکرر شده است و آخرین آن همین دیروز بود.
بنابر این، نمیتوان بیدغدغه بود. باید دغدغهمند بود. شنیده شده است که آنها گفتهاند اگر ایران بخواهد پس از ۶۰ روز ساز و کارهایی برای دریافت عوارض که ما تا حالا نگفتیم عوارض میخواهیم بگیریم، ما میگوییم عبور امن، ایمن، خدمتهایی که ارائه میشود، یک هزینههایی در بر دارد و معمول هم است. آنها گفتند اگر بخواهد ایران چنین کند، ما هم میرویم آن طرف و هزینه عوارض میگیریم. حالا شما فقط میتوانید سر گردنه بایستید و الا چیز مشروعی نیست. آن کار یعنی چه؟ شما نه در این منطقه سهمی دارید، نه مرزی دارید، آخر برای چه تو این جا حاضر هستی؟ حضورت هم که همیشه همراه بوده با ایجاد ناامنی. الان دیگر بسیاری از کشورهای منطقه که به اینها امکان و پایگاه داده بودند، خودشان هم به این ارزیابی رسیدند، اینکه قرار بود بیاید به ما امنیت بدهد، الان عامل ناامنی برای ما شده است، به یک تجدیدنظرهایی، بعضیهای آنها رسیدهاند، اگرچه جرأت نمیکنند حالا خیلی با جسارت اینکه بیایند وسط و موضع بگیرند.
پس میخواهم بگویم درست است که ما دغدغه داشته باشیم، اما این دغدغهمندی ما نسبت به دست اندرکاران خودمان نیست، بعضیها متأسفانه روی این تیرهای اتهام را متوجه داخل میکنند، این اشتباه است. ما باید این یکپارچگی و زبان واحدی که در مسئولان برای استیفای حقوق ملی و حقوق ایرانی خودمان هست، این یکپارچگی را به آن لطمه نزنیم. زبان ما وقتی مشترک بین همه مقامها و مسئولان ما باشد، زبان گویاتر و موثرتری است. بیخود، آن را منحصر نکنیم و بگوییم یک گروه ما این را میگوید، چندتای دیگر این را نمیگویند. نخیر، آنان هم همین را میگویند، اما روش استیفای این حق ممکن است در گروههای مختلف، تفاوت کند.
یک عده موافق نبودند که ما وارد مذاکره شویم، یک عده معتقد بودند که ما نباید وارد تفاهم بشویم، اما هر چه که بوده، یک مسیری گذرانده شده است، در جاهایی که مرجعیت برای این کار داشتند، قانونی بوده، نقشآفرینی آنان در آنجاها و این بررسیها صورت گرفته و بعد هم به محضر مقام نخست مدیریت این معانی در کشور که رهبری معظم هستند، داده شده است. ایشان هم با صراحت آمدند و گفتند که اگرچه من نظر خودم چیز دیگری بوده است، اما حالا ما نمیدانیم در کدام بخش آن، چون بعضیها این را تفسیر میکنند. برای من خیلی جالب بود که بعضیها این روزها چقدر روضههای علیالاصول چقدر خواندند که این علیالاصول را تفسیر ۱۰-۲۰ روزه کردند. هنوز هم میگویند. حالا من از یک راهی شنیدم، از نقطه اصلی که آقا منظور این چیزها نبوده است که شما تفسیر میکنید. خیلی زیادهروی میکنید.
این معنا به حق هم بیان شده و مؤثر هم بوده، هم در داخل و هم در بیرون که من این تأکید بر بیرون آن را مهمتر میدانم. به هر حال فکر نکنید، ما ذوق زده شدیم از این ه یک تفاهمی با ما صورت میدهید. ما به شما اعتماد نداریم. شما را بدعهد میشناسیم. این گویش و کلام رهبری، دست بالا را به ما داده است که از موضع التماس و ذوقزدگی، سراغ یک چنین چیزی نیامدیم. حالا این را نباید برگردانیم به داخل. به نظرم اشتباه میکنند، بعضیها که فکر میکنند و خیلیهای آنان را هم من میشناسم، آدمهای دلسوزی هستند، دغدغهمند هستند یا دلنگران هستند، اما نگرانیهای آنها گاهی وقتها موجب یأس میشود و یأس، همان چیزی است که امام شهید ما بارها همه را از آن بر حذر میداشتند.
امام خمینی، رحمت الله علیه، میفرمودند که یأس از جنود شیطان است. این لشکر شیطان، ناامیدی است و قرآن هم بارها فرموده است، کسی از رحمت خدا مأیوس شود، قرآن او را در عداد اهل ظلم و کفر قرار میدهد. ما نباید روی این ماجرا را به داخل برگردانیم. اشتباه بزرگی است. حالا با اینکه تفاوتهایی دارد در محتوا، موضوع با هم تفاوت دارد.
در ماجرای مک فارلین، نمیدانم شما خاطرتان میآید، در دهه ۶۰ بود. معاون رئیس جمهور آمریکا سفری به ایران داشت و یک مرتبه، نه دعوتی، نه چیزی بود، یک ماجرایی پیش آمد. خوب بعضی از نمایندگان مجلس آن زمان، یک نامه امضا کردند خطاب به وزیر خارجه که باید توضیح دهی. آقای ولایتی بود، که این ماجرا چه بود؟ مک فارلین، معاون رئیسجمهور آمریکا اینجا برای چه آمد؟ خیلی تند و تیز یک کسان دیگر هم چیزهای دیگری در روزنامهها نوشتند. بعضی انجمنهای اسلامی کاری کرده بودند. امام، یک مرتبه شوریدند علیه آنان با آن تعبیر این تذهبون، کجا میروید؟ این چه بساطی است که راه انداختید؟ این ماجرا آن طرف به تعبیر مشابه، در کاخ سفید زلزله انداخته و آنها را به هم ریخته است. شما این را به داخل منتقل میکنید؟
یک ذره توجه کنیم. گاهی وقتها این دغدغهمندیها میتواند برای ما خسارتبار باشد، اگر حواس ما نباشد. یک ذره، مطالعههای خود را در عرصههای مشابه توسعه دهیم و بگوییم این ماجرا شبیه کدام بخش از تاریخ اسلام و تاریخ معاصر ما است؟ چون تاریخ، آزمایشگاه است.
پرسش: بعضی وقتها هر طرف، مشابهتهایی را که به نفع خودشان است، پیدا میکنند؟
صفارهرندی: باید مقدم بر این باشد که دلهای خود را از هوا و اغراض، خالی کنیم. اول خودمان را تخلیه کنیم از هر جور تعلق. این تعلق باید به تبعیت و بندگی خداوند باشد. ما میخواهیم که بنده خدا باشیم. این را برای خودمان قطعی کنیم. آن وقت برای ما هر چیز حاصل شد، تفاوتی نکند که اگر در مسیر تحقیق و جستوجو و مشورتها رسیدیم به یک نقطه، مثل همین نقطهای که رهبری معظم به آن رسیدند، ایشان، کلی کنکاش که میدانید معنی آن مشورت است، ایشان نظر خود را گذاشتند کنار، نظر جمع را که جمع بزرگی بودهاند، ایشان فرموده بودند اگر سه چهارم در شورای امنیت ملی رأی بدهند، آنطور که شنیده شد، من تأیید میکنم. ایشان، نقش خود را این دانستند که تأیید کردند، اما از آن نگرانیها و دغدغهها را دست برنمیدارند. پای آنها ایستادهاند. مردم، شما هم مثل رهبری، پای این ماجرا بایستید تا این چیزی که امضا شده است، مو به مو اجرا شود. اینها حرفهای خوبی است، اما به دشمن اعتماد نداریم و باید کاری کنیم که اجرا شود.
پرسش: زمان آن هم ۶۰ روز است؟
صفارهرندی: بله، در این ۶۰ روز که مقدمه آن بوده و پیشبینی شده است که اگر نیاز شد، تمدید هم شود. منظور اینکه مسیر، روشن است. یک چیزی هم کنار آن است. در پذیرش قطعنامه از طرف حضرت امام در پایان جنگ که تفاوتهایی هم داشت با الان، در پایان جنگ به صورت ظاهر، یک ناکامیهایی داشتیم پشت سر هم، فاو، شلمچه و جزیره مجنون از دست رفته بود و دشمن خیلی جری و جسور شده بود. در آن موقعیت، ما قطعنامه را پذیرفته بودیم. صورت ظاهر آن این بود که ما موضع ضعف را داریم. امام فرمودند، اول اینکه این پذیرش قطعنامه برای ما تاکتیکی نبود، ما قبول کردیم که الان آتشبس شود. دوم اینکه کسی به مسئولان جسارت نکند. آنان را متهم نکنید. در آن ماجرایی که صورت ظاهر آن شبیه یک نوع شکست است، امام فرمودند بههیچوجه به آنان اهانت و جسارت نشود.
اینجا نقلی کنم از آقای رحیمپور که میگفت من یک وقت خدمت امام شهیدمان که آن موقع در زمان حیات ایشان هم بود، بودم. من دوبار از آقای رحیمپور شنیدم، بارها گفته است، ایشان هم روشن حرف میزد، با آقا هم همینجور با صراحت. میگوید به آقا گفتم اینکه امام فرمودند جام زهر را نوشیدم، این را چه کسی به امام داد؟ شما دادید؟ آقای هاشمی داد؟ شما مسئولان کشور بودید، دیگر. آقا یک لبخندی زدند و گفتند که نه، این به یک وضعی رسیده بود و موقعیتها بهگونهای شده بود که اقتضا میکرد این رویداد باشد و امام میفرمایند که ملامت نکنید.
امام که رودربایستی نداشت. امام اگر کسی دچار خبطی میشد، نزدیکترین افراد و نوه خودشان را در همین برنامهها گفتم، ایشان گفته بود که بروید و دستگیرش کنید. شنیده بودند که اسلحه کمری دارد، گفته بودند که اگر خواست اسلحه بکشد، شما هم او را بزنید. یادتان است که من کدام نوه را گفتم؟ فرزند شهید حاج آقا مصطفی خمینی را گفته بودند که اسلحه دارد و ممکن است، اسلحه بکشد. به آن کسان فرموده بودند که او را بزنید با تیر، بی رودربایستی بود، اما ایشان میگویند مسئولان را ملامت نکنید.
پرسش: حتی رهبری معظم انقلاب در همین بیانیه میگویند که اینها آدمهای دلسوزی هستند. پیشتر از آن هم درباره اختلافهایی که ممکن است پیش بیاید، گفتند که حتی موجه آن را هم کنار بگذارید؟
صفارهرندی: احسنت. ببینید، هنر ما در دورهای که زندگی میکنیم که دوره ویژه و فتنههای عالمی است که بر سر ما آوار شد، این است که جمع کنیم بین یک سری از حقیقتها و واقعیتها. بعضی از ما فقط یک گوشهای از واقعیتها را میگیریم و همانجا میتازیم. به عکس آن هم بعضی این طرف آن را میگیرند، در حالی که جمع کردن بین اینها هنر است. یعنی یک وقتی، یکی از این غربیها گفته بود که هنر آیتالله خامنهای امام شهید ما این است که در عین مواضع اصولی خود، در جاهایی که ضرورت پیدا میشود بر اینکه کشور را خلاص کنند از شر بزرگ، کشور را سالم عبور میدهند از یک خطر؛ آن فرد غربی، خوب فهمیده بود که این مانورهای مشروع یا به تعبیر خود امام شهید انقلاب، این بود که صلح امام حسن علیهالسلام را نرمش قهرمانانه میفرمودند.
این نرمشهای قهرمانانهای که همیشگی هم نیست و یک جا اقتضا میکند، وقتی با آن صلابت و اقتدار قهرمانانه جمع شود، رهبری به بزرگی امام راحل، امام شهید و امام حاضر ما بهوجود میآورد. خوب است که همه ما متوجه شویم، همین چیزی که درباره حضرت مولا امیرالمؤمنین، امام علی علیهالسلام، جمع اضداد بود، صورت ظاهر آن، ضد همدیگرند؛ یعنی مصالح در کنار آن و ایستادگی بر موضع حق و اقتدار جانانه به خرج دادن، همه با همدیگر، کل دین میشوند. انقلابیگری، فقط یک وجهه آن که قدرت نظامی یا سیاست خارجی را نشان دهد، نیست.