پخش زنده
امروز: -
جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، معادلات سنتی قدرت نظامی را دگرگون کرده است.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما؛ از اسلام آباد، روزنامه پاکستان آبزرور در مقاله ای تحلیلی با درباره جنگ اخیر میان ایران و آمریکا و اسرائیل نوشته شده است: معادلات سنتی قدرت نظامی را دگرگون کرده و نشان داده است که فناوری هوشمند، ساختارهای غیرمتمرکز و اراده ملی میتوانند حتی در برابر قدرتهای بزرگ نیز موازنه ایجاد کنند.
نویسنده مقاله کامران هاشمی، معتقد است: این جنگ نه تنها پیامدهای گسترده اقتصادی و امنیتی برای جهان داشته، بلکه ثابت کرده است که برتری تسلیحاتی و هزینههای هنگفت نظامی، بدون خلاقیت و انعطاف پذیری راهبردی، تضمین کننده پیروزی نیست.
در این مقاله آمده است:
جنگ اخیر میان ایران و آمریکا/اسرائیل، تفکر راهبردی جهان را دستخوش تغییر کرده است. آنچه در ابتدا یک درگیری منطقهای به نظر میرسید، به سرعت به بحرانی با پیامدهای جهانی تبدیل شد. افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی قیمت کالاهای اساسی، اختلال در زنجیرههای تأمین سوخت و تهدید امنیت غذایی به دلیل کمبود کود شیمیایی، بخشی از آثار اقتصادی این جنگ عنوان شده است.
نویسنده تأکید میکند که یکی از مهمترین درسهای این جنگ آن بود که فناوری پیشرفته الزاماً به معنای شکست ناپذیری نیست. به نوشته وی، ناوهای هواپیمابر آمریکا که همواره نماد قدرت جهانی واشنگتن محسوب میشدند، در جریان این درگیری مجبور شدند خارج از خلیج فارس باقی بمانند تا از محدودههای ممنوعه ایجاد شده توسط توان ضد دسترسی و ضد منطقهای ایران دور بمانند.
در مقاله آمده است که ناو هواپیمابر «یو اس اس جورج اچ. دبلیو. بوش» برای پیوستن به نیروهای دریایی آمریکا در دریای عرب، مسیر دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی را انتخاب کرد و از عبور از کانال سوئز و دریای سرخ خودداری نمود؛ مسئلهای که به باور نویسنده، نظریه سنتی کنترل دریاها از طریق ناوهای بزرگ را با چالش مواجه کرده است.
این تحلیل همچنین به نقش پهپادهای ارزان قیمت ایرانی اشاره کرده و مینویسد ایران با استفاده گسترده از پهپادهای انتحاری شاهد، سامانههای پیشرفته پدافند هوایی غرب را تحت فشار قرار داد.
به گفته نویسنده، هزینه هر پهپاد شاهد بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار بوده، در حالیکه آمریکا و اسرائیل مجبور شدند برای رهگیری آنها میلیاردها دلار صرف موشکهای پاتریوت و سامانههای «ارو ۳» کنند که هزینه هر موشک آن چند میلیون دلار برآورد میشود.
کامران هاشمی معتقد است این جنگ نشان داد که «فرسایش اقتصادی» میتواند حتی پیشرفتهترین سامانههای دفاعی را نیز تضعیف کند و تعداد بالای حملات پهپادی و استمرار عملیات، عاملی تعیین کننده در میدان نبرد بوده است.
در بخش دیگری از مقاله، نویسنده به ساختار غیرمتمرکز دفاعی ایران اشاره کرده و مینویسد تهران با سازماندهی ۳۲ فرماندهی مستقل استانی، توانسته است از آسیب پذیری ناشی از حذف فرماندهان ارشد جلوگیری کند.
به اعتقاد وی، این ساختار موجب شد عملیات ترور فرماندهان ارشد نه تنها موجب فروپاشی ساختار نظامی ایران نشود، بلکه انسجام داخلی را تقویت کند. نویسنده همچنین مینویسد: حذف رهبران باتجربه نظامی و سیاسی ممکن است زمینه را برای روی کار آمدن نسلهای جوانتر و اتخاذ رویکردهای سختگیرانه تردرقبال دشمن فراهم کند.
در ادامه مقاله آمده است که جغرافیا بار دیگر نقش تعیین کننده خود را در معادلات نظامی نشان داده و ایران توانسته است با استفاده از مینهای دریایی، سامانههای ساحلی، قایقهای تندرو و حملات پهپادی، تنگه هرمز را به منطقهای پرهزینه و ناامن برای آمریکا و متحدانش تبدیل کند.
این تحلیلگر پاکستانی همچنین تأکید میکند که جنگ اخیر، عصر جدیدی از تلفیق هوش مصنوعی و جنگ سایبری را به نمایش گذاشت.
به نوشته وی، آمریکا از سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی برای شناسایی و هدف گیری سریع استفاده کرده، در حالیکه ایران از هوش مصنوعی برای هماهنگ سازی حملات پهپادی و اجرای حملات سایبری علیه زیرساختهای آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس بهره برده است.
در بخش دیگری از مقاله، نقش نیروهای همپیمان منطقهای ایران مورد توجه قرار گرفته و آمده است که تهران با استفاده از جبهههای فرعی مانند انصارالله یمن و حزبالله لبنان، توانست فشار بر رقبای خود را در چندین جبهه گسترش دهد و عمق راهبردی خود را افزایش دهد.
نویسنده همچنین از رویکرد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تمجید کرده و مینویسد این کشورها با خویشتنداری، مانع گسترش بحران شدند و در برابر تلاشهای آمریکا و اسرائیل برای تشدید تنشها، رویکردی محتاطانه اتخاذ کردند.
همچنین، به باور کامران هاشمی، ایران توانست فرضیههای سنتی قدرتهای بزرگ درباره تغییر نظام سیاسی، فروپاشی داخلی و ازهم گسیختگی ساختار فرماندهی نظامی را خنثی کند.
وی نتیجه میگیرد که یک قدرت منطقهای متوسط، در صورت برخورداری از توان نامتقارن، ساختار فرماندهی غیرمتمرکز، انسجام ایدئولوژیک و متحدان منطقهای، میتواند در برابر قدرتهای بزرگ ایستادگی کرده و حتی بر نظم جهانی تأثیر بگذارد.
در پایان مقاله تأکید شده است که فناوری زمانی مؤثر خواهد بود که با خلاقیت، اراده و انعطاف پذیری انسانی همراه شود و جنگ اخیر، درسهای مهمی را برای سیاستگذاران جهان به همراه داشته است.