پخش زنده
امروز: -
مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه ملت ایران بزرگترین پیروزیها را به دست آوردند، گفت: با وجود تغییر مداوم راهبرد و تمرکز بر ترورها، دشمن در دستیابی به اهداف خود در ایران ناکام ماند.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما،️ سردار محمدرضا نقدی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تشریح آخرین تحولات منطقه و جنگ پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: یکی از سوالاتی که خیلی در ذهن مردم وجود دارد و میچرخد به ویژه در هفته گذشته و البته قبلتر آن این است که جنگ میشود یا نمیشود؟ الان که این خبرهای مربوط به توافق و اینها یک مقدار دارد بالا میآید ممکن است یک عدهای نظرات متفاوت تری داشته باشند، ولی شما فکر میکنید که ما داریم به توافق نزدیک میشویم یا به جنگ؟
سردار نقدی: تبریک عرض میکنم سالروز آزادی خرمشهر را هم عید سعید قربان و عرفه را و ملت شریف ایران که این روزها واقعا شاهکار کردند قبل از هر چیزی ما باید شکر کنیم خدای متعال را بخاطر این بعثت و این روح قیام که در ملت ما قرار داد و آنها را مبعوث کرد به یک چنین رسالت بزرگی و واقعا به جز خدا و قدرت خدا هیچ چیزی نمیتوانست این طور این شور و این عشق را در ملت ایجاد کند و این الفت و مهربانی نسبت به هم و وحدت و یکپارچگی را در ملت بوجود بیاورد ما شکر میکنیم خدای متعال را بخاطر این انسجام مان، بخاطر وحدت مان و پیروزی بزرگ ملت مان و حضور خیره کننده و تاریخی و بی نظیر در طول تاریخ و حقا و انصافا ملت سرآمد ملتهای طول تاریخ بشریت هستند و ما نداشتیم نمونه اینچنین از آگاهی، بصیرت، آمادگی در صحنه بودن، فداکاری را، خدا را شکر میکنیم بخاطر این نعمت و این هم پاداش اخلاص ۷۰ سال مبارزه و جهاد و عبادت رهبر بزرگوار شهید ما است که ایستادند بر سر خط و بعد پیمان خودشان و خدا بعد این طور پاداش این اخلاص را با این حضور داد و حضوری تعیین کننده و سرنوشت ساز است.
ما از همه مردم مان صمیمانه سپاسگزاریم بخاطر این حضورشان و قبل از هر چیز باید راجع به این صحبت کنیم. اما راجع به صحبت شما و سوالی که فرمودید باید این را عرض کنم که سوال از لحاظ فنی این میشود که ایا بازدارندگی ما به جای خودش برگشته؟ یعنی دشمن دیگر جرات حمله به ما نکند؟ یا این بازدارندگی هنوز به جای خودش ننشسته؟ باید بگویم از یک بعدی این کار شده یعنی ما به بازدارندگی از یک بعدی رسیدیم، بعد این که دشمن بداند که نمیتواند پیروزی کسب کند یعنی از این بعد یک رکن بازدارندگی این است که دشمن بداند که اگر حمله کند به نتیجه مطلوب خودش نمیرسد، این را توانستیم بفهمانیم به دشمن بخاطر شکستهای مکرری که خورد که اگر فرصت شد من توضیح میدهم راجع به این مسئله پیروزیهای ما و شکستهای آن، اما یک بعد دیگر هم بازدارندگی دارد و آن این است که دشمن بداند که خیلی خطرناک است و یک ضربه جبران ناپذیری میخورد اگر حمله کند، برای کسانی که محاسبه گر نیستند یعنی دولتها یا رهبران اگر محاسبه گر نیستند نمیتوانند مصلحتهای خودشان را درست تشخیص بدهند بچه گانه فکر میکنند مثل دولت فعلی آمریکا، تا این بعد حاصل نشود و این رکن از بازدارندگی حاصل نشود ما نمیتوانیم به اطمینان برسیم، یعنی باید بداند که خیلی نتیجه شکست بزرگی را متحمل میشود.
سوال: او چطور میتواند به این برسد؟
سردار نقدی: او الان این اتفاق برای خودشان افتاده یعنی خودشان گزارشاتی که دارند ۲۸۲ نقطه آنها نقطه حساس نظامی شان منهدم شده، کشتههای خیلی زیادی دادند صدها کشته دادند، اینها توانستند پنهان کنند در جامعه آمریکا این بازتاب پیدا نکرده، اینها روزانه یک هواپیمای ۴۰ تخت بیمارستانی یعنی یک آمبولانس هوایی ۴۰ تخته از امارات در طول جنگ یک ۱۰ تخته از کویت در طول جنگ هر روز بیماران و مجروحین بدحالشان را، کسانی را که نمیتوانستند بگذارند در تعطیلات مرخصی برگردند حتما باید به سرعت میرفتند به یک بیمارستان در آلمان آنجا مثلا بیمارستان آمریکایی در آنجا معالجه میشدند اینها هر روزی ۵۰ نفر مجروح بدحال تخلیه کردند حالا میگویند ما ۱۴ نفر کشته دادیم، هر کس محاسبه کند میداند که مثلا ۴۰ روز روزی ۵۰ تا مجروح بدحال چقدر باید کشته داده باشند در این میان میشود محاسبه کرد و ضرب و تقسیم کرد ولی اینها هم توانستند انکار کنند و این قضایا را بپوشانند و به یکسری خانوادهها پول دادند که ما به اسم تصادف یا فلان یکسری شان هم مزدورانی بودند که از کشورهای دیگر آوردند بفرستند کشور خودش دفن کنند بی سر و صدا و مطرح نکنند ولی اینها باید یک فاجعه برایشان بوجود بیاید یک فاجعه ملی مثلا اقتصادشان یک لطمهای بخورد که همه ملت امریکا این را احساس کنند یک فاجعه ملی محسوب بشود برایشان، یا مثلا یک ناوشان غرق شود صدها نفر در یک روز کشته شوند قابل انکار نباشد، یا مثلا یکی از پایگاههای آنها تصرف شود از راه زمین در قسمت مجاهدین و اینها اسیر گرفته شوند نیروهای اینها یعنی چیزی قابل انکاری نباید باشد یک ضربه اینجوری باید بخورند.
سوال: این ظرفیت و قابلیتش را ما داریم که این اتفاق رقم بخورد.
سردار نقدی: حتماً دیگر، حالا ما خودمان را آماده کردیم اگر بخواهیم به بازدارندگی برسیم آن بعد را انجام دادیم یعنی آن پیروزیهایی را که بفهمد که نمیتواند پیروز شود، چون دو تا رکن بازدارندگی یکی این است که بفهمد که نمیتواند پیروز شود و یکی این که خیلی خطر جبران ناپذیری برایش دارد این دو تا میتواند متوقفش کند و، چون این دولتی که الان امریکا هست دولت متعارفی نیست و اهل محاسبه و حساب و کتاب درستی نیست و نمیتواند عقلش نمیرسد خرد درستی ندارد حتما باید در بعد دوم ما بتوانیم به او ضربه بزنیم که بتوانیم اطمینان حاصل کنیم که به بازدارندگی رسیدیم و این دیگر جرات حمله به ما را نخواهد داشت و لذا الان ما نمیتوانیم الان قول بدهیم که هیچ اتفاقی نمیافتد حتی در هر مرحلهای باشد، چون ما در طول ۴۷ سال انقلاب هم یک حرف راست از دولت امریکا نشنیدیم یک وعدهای که به آن عمل کند هم ندیدیم، همیشه وعده هایش را شکسته، هر حرفی هم زده دروغ گفته فلذا هر آن اتفاقی ممکن است بیفتد ما آمادگی کامل باید داشته باشیم، نیروهای مسلح همیشه این را فرض میگیرند مردم ما هم آمادگی دارند بالاخره مردم در شرایط جنگی زندگی کردند و آن شجاعت خودشان را نشان دادند همین مسیر را ادامه میدهیم.
سوال: پس شما اشاره کردید به پیروزیهایی که به دست آوردیم، مایل هستید که یک بار مولفههای پیروزی جمهوری اسلامی ایران در این جنگ را با هم برشمریم که چه اتفاقاتی در این ایام افتاد؟
سردار نقدی: این خیلی خوب است و خصوصاً این که دشمن هر دقیقه دارد راجع به پیروزی هایش صحبت میکند او الان خودش را پیروز حساب میکند و مرتب هم میآید و روزهای بعد هم ممکن است خیلی روی این قضیه مانور کند و یک سناریوهای تبلیغاتی هم پیش بینی کرده باشد که پیروزی برای خودش رقم بزند ولی حقیقتش این است که مردم ایران پیروزند، ملت ایران بزرگترین پیروزیها را بدست آوردند رزمندگانشان در جبهه پیروزیها را بدست آوردند و در تمام اهداف دشمن را ناکام گذاشتند اولین هدفی که دشمن بیان کرد و بعنوان هدف این جنگ مطرح کرد براندازی نظام بود، ۱۸۰ درجه خلاف این اتفاق افتاد، یعنی نظام تحکیم شد، یعنی عملیات براندازی نظام شد عملیات تحکیم نظام، آنها روز اول آمدند رهبری را زدند فرماندهان عالی را زدند به ستاد سپاه حمله کردند به ستاد نیروی انتظامی حمله کردند به ستاد اطلاعات حمله کردند، مراکز قرارگاه ثارالله را زدند تمام مراکز امنیتی مهم کشور را مورد بمباران قرار دادند و این تصور که راه باز شود و مثلا یک شورشی بشود و طرفداران شان بیایند و کشور را و نظام را سرنگون کنند منتها بعد کم آوردند شروع کردند زدن مراکز نظامی و امنیتی و بسیج و نیروی انتظامی در شهرستانها، در استانها، دیگر کارشان کشید به این که بخواهند بروند سراغ کلانتریها، پایگاههای بسیج، پاسگاهها، دیگر حتی ایست بازرسی یعنی حتی به این فکر نکردند رهبران بی خرد امریکایی که به آن براندازی که قرار است ما برایش پاسگاه را هم بزنیم و ایست بازرسی را ما باید با هواپیمای اف ۳۵ بیاییم بمباران کنیم این چه براندازی است که میخواهد در این کشور حکومت کند، عرضه ندارد ...
سوال: او الان ادعا میکند که من این کار را انجام دادم یعنی تغییر رژیم را من انجام دادم.
سردار نقدی: آن که دیگر یک چیزی است که مضحکه است در دنیا یک مضحکهای است که همه میدانند و این نظامی که ۳۷-۳۸ سال جنگ شناختی کرده بودند تهاجم فرهنگی کرده بودند برنامههای گستردهای دهها میلیارد دلار خرج شبکههای مختلف ماهوارهای، تلویزیونی و رادیویی و اینترنتی و برنامهها و فیلمهای بزرگی که در هالیوود ساختند علیه ایران و با همه این کارهایی که کرده بودند همه را یک کبریت زیر آن زد و سوزاند، تمام اینها بر باد رفت یعنی نسل دهه هشتاد و دهه نود و دهه ۴۰۰ که اینها ندیده بودند چیزهایی که ما دیدیم از آمریکا از صهیونیستها، جنایتهای آنها را حس خوبی نداشتند راجع به آن و اینها را و رژیم سلطنتی را نمیشناختند اینها را نمیشناختند دیگر این حس را پیدا کردند و در وجودشان رفت و دیگر نمیشود از وجود اینها بیرون آورد یعنی انقلاب اسلامی در وجود اینها استوار شد و تمام شد و با این نسل هم دیگر نمیتوانند کاری انجام بدهند یعنی با دهه ۱۴۰۰ هم نمیتوانند کاری انجام بدهند دیگرهمه فهمیدند امریکا را کامل لمس کردند در لحظه لحظه زندگی هایشان و عمرشان این را لمس کردند و لذا نظام تحکیم شد یعنی عملیات براندازی نظام شد عملیات تحکیم نظام و یک کارهایی کردند که خیلی بدتر به ضررشان شد، چون دکترین نظامی شان یکی این است که جوری بترسانند که آقا دشمن، کشور مقابل بفهمد که اینها خیلی وحشتناک، بی رحم و قسی القلب هستند و تسلیم شود، کار مدرسه میناب این دکترین جنگی شان بود، مثل بیمارستان قندوز مثل هواپیمای مسافری که در جنگ خلیج فارس وقتی که کم آوردند در دفاع مقدس هواپیمای مسافربری ما را زدند و مردم را کشتند ۲۹۰ نفر از سرنشینان بیگناه مان را کشتند زن و بچه و کودک، این کار را آمدند در میناب انجام دادند و چنین کارهایی، لار را زدند، ورزشگاه نوجوانان لار، فدراسیون کشتی را زدند، ورزشگاه آزادی را زدند یک کارهایی انجام دادند که دیگر همه این ملت با همه وجودش فهمید آمریکا یعنی کی؟ یعنی چی؟ صهیونیسم یعنی چی؟ فلذا انقلاب تحکیم شد، اثر آن هم این حضور در مردم، حضور مردم در صحنه شما میبینید که میلیونی هر شب مردم در خیابانها هستند بسیاری از کسانی که مخالفت داشتند با نظام آمدند میگویند ما چطور باید عذرخواهی کنیم؟
چطور باید از رهبری حلالیت بطلبیم پشت سر او حرف زدیم یک غوغایی بوجود آمده در کشور و آنها هم دارند سانسور میکنند یعنی شما یک ثانیه در سی ان ان در بی بی سی یک ثانیه از این ۹۰ شبی که مردم در خیابانها هستند از اول شب تا صبح بعضی اوقات از ظهر شروع شده تشییع جنازه فلان و برنامههای مختلف تا سحر همین طور، اصلا هیچی نمیگویند صد نفر آمده بود در خیابان، ۵۰ نفر شعار علیه انقلاب داده بود، تا هفتهها تیتر اول خبرشان بود، کارشناسان بیایند نظر بدهند و تحلیل کنند که چرا این اتفاق افتاده، فلان، ولی الان میلیونها نفر هر شب دارند نزدیک به ۹۰ روز است به خیابان میآیند هیچی نمیگویند چرا؟ چون باید به افکار عمومی دنیا پاسخ بدهند، این نظامی که گفتیم دیکتاتوری است، ثابت شد که ولایت فقیه مردمیترین نظام جهان است، و در تار و پود ملت خودش این نظام تنیده شده، این اثبات میشود، این که آن ناکارآمدترین کشور ما را معرفی میکردند قدرتی است که توانسته با یک درصد بودجه آمریکا، یک درصد بودجه نظامی آمریکا را ما داریم نیروهای مسلح ما حدود یک درصد بودجه آمریکا را دارند یعنی صد برابر ما بودجه نظامی دارد با یک درصد توانسته از آب کره بگیرد و در مقابل یک چینن قدرت با آنهمه تجهیزات بایستد، کارآمدی ما، مردمی بودن این نظام اینها را باید اعتراف کنند اگر نشان بدهند این ملت را در خیابانها، نمیتوانند و کم میآورند ۴۰ سال علیه این نظام و ملت دروغ گفتند و الان باید بیایند اعتراف کنند و لذا سانسور میکنند و هیچ نمیگویند و نشان نمیدهند.
هدف دومی که اینها اعلام کردند تجزیه ایران بود از روز نهم که شروع کردند با حرکت برای براندازی بعد آمدند روی خط تجزیه که هدف دوم که اعلام کرده بودند ما میخواهیم ایران را تجزیه و تکه پاره کنیم شروع کرده بودند تمام پایگاههای مرزی در شرق و غرب کشور را زدن، نیروها را از قبل از دنیا جمع کرده بودند داعشیهای باقیمانده در کشورهای مختلف را در شرق کشور جمع کرده بودند آن قوم گراها را از اروپا و جاهای دیگر جمع کرده بودند در غرب کشور و مسلح کرده بودند سلاحهای زیاد و امکانات پیشرفته و پیشرفتهترین سلاحها و امکانات را به اینها دادند سازماندهی کرده بودند که اینها بیایند کلید بزنند تجزیه را یکسری شهرها را تصرف کنند و بعد بیایند اعلام استقلال کنند و بعد آنها آنها را به رسمیت بشناسند یک سناریو برای خودشان ترتیب داده بودند و کشورهای زیادی هم یعنی دولتها و حکومتها و سرویسهای جاسوسی زیادی هم پشت این قضیه بودند اینها هم شروع کردند قرارگاههای ما را در شرق و غرب کشور بمباران کردند نواحی بسیج و نیروهای انتظامی را، پاسگاههای مرزی را، همه را بمباران کردند و هیچ اتفاقی هم نیفتاد چرا نیفتاد؟ درست است ما هوشمندانه مراکز تجمع اینها را در آن طرف مرز گلوله باران کردیم موشک زدند و پهپاد زدند رزمندگان ما و اینها را ناکارآمد کردند، اما علت اصلی عدم موفقیت جریان تجزیه این بود که اینها تماسی که با هستههای مخفی شان در داخل ایران میگرفتند یا تیمهای شناسایی که برسند برای این که شناسایی کنند که اوضاع احوال چگونه است شروع کنند با حمله خودشان با حمایت امریکا و رژیم صهیونیستی، پاسخها همه منفی بود میگفتند اگر بیایید اول از همه با خود مردم با خود خانوادههای خودتان اصلا طرف میشوید آنها میزنند شما را ناکار میکنند اصلا اجازه نمیدهند نوبت نیروهای مسلح برسد، فضا اصلا آماده نیست.
مردم اینجا ضد اسرائیل هستند و میگویند ما ممکن نیست با متحد اسرائیل بخواهیم با هم کنار بیاییم و کمک کنیم به این که این جا اسرائیل و آمریکا پیروز بشوند این برانگیختگی مردم آنجا هم بود و این هم نتیجه عکس داد یعنی از قضا سرکنگبین صفرا نمود این جا تحقق پیدا کرد یعنی آن حرکت تجزیه شان شد یک وحدت ملی شد و اینکه رنگ و لعاب ملیت و وطن پرستی مردم که در این قومیتها بودند بر ارق و قومیت شان غلبه پیدا کرد و علاقههایی که میخواستند این را به یک بحران برای ما تبدیل کنند. یک انسجام بهتر و وحدت بیشتر و الان همه احساس میکنند یک کرد، یک بلوچ، یک لر، یک عرب، هر کسی که هر جای دنیا برود، وقتی میگوید ایران با افتخار به او نگاه میکنند و این خیلی حس وطن پرستی را در ایران در همه اقوام بالا برد و انسجام ما را قوی کرد و این هم جواب منفی داد و هدف دوم شان هم شکست خورد. وقتی از پیروزی صحبت میکنیم باید یکی یکی مطالب را توضیح بدهیم، فکر نکنند مثل امریکا که هر روز ادعای پیروزی میکند، پیروزی ما در میدان و واقعی است. هدف دیگرشان را که مطرح کردند، بلافاصله نیروهای مسلح ما ابتکار عمل را بعد از این مراحل به دست گرفتند و کنترل تنگه هرمز را به دست گرفتند؛ و اینها در عکس العمل آمدند این ابتکار عمل را از دست ما بگیرند و سیادت ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز از بین ببرند؛ لذا از روز ۱۷ اسفندماه بمبارانهای سنگین نیروی دریایی ارتش و نیروی دریایی سپاه و تمام مراکز، تمام آمادگاهها و فرماندهیها را شروع کردند و همه را بمباران و موشک باران کردند که ما را از بین ببرند، تصورشان هم این بود که از بین بردهاند و به زبان هم آوردند ولی بچهها با پدافند غیرعاملی که پیش بینی کرده بودند.
نیروهای دریایی ما، خیلی از امکانات خودشان را با قوت نگه داشتند و توانستند این سیادت را ادامه بدهند و طبیعی بود اگر آنها برنده بودند باید میآمدند و به این طرف تنه پهلو میگرفتند، نتوانستند از هزار کیلومتری خلیج فارس جلوتر بیایند، همان عقب ایستادند و همه دنیا این را دیدند. ما را تهدید میکردند که ناو هواپیمابر میآید، رهبر شهید فرمودند که اگر آن ناو خطرناک است، موشکهایی هم که بتواند این ناو را بزند هم خطرناک است. مرتب تهدید میکردند، اما نتوانستند اصلاً جلو بیایند، بخاطر اقتدار نیروهای دریایی ما، فشار زیادی آوردند؟ به طوری که چهار ناو امریکایی، دو ناوبر و دو ناو دیگر دچار درگیریهای داخلی شدند، خود نیروهایشان در داخل این ناوها درحال درگیری بودند که به اسم آتش سوزی از آن یاد کردند. ناو جرالد فورد که ناو هواپیمابر است طبق بیانیه خود ارتش امریکا که گفته است که از آن ۲۰۰ مجروح تخلیه کردهاند. هنوز به منطقه ما نرسیده است بخاطر درگیری داخلی بین خودشان پیش آمد که مجبور شدند عقب نشینی کنند و در جزیره یونان رفتند و زخمی هایشان را به بیمارستان آنجا بردند، حالا تعداد کشتهها چقدر بوده است دیگر اعلام نکردهاند و ما هم اطلاع دقیقی از آن نداریم ولی اینها هم کشته دادهاند و هم مجروح دادهاند و سه ناو دیگر آنها هم دچار آتش سوزی شد که جزئیات اینها را بعدها خودشان فاش میکنند که چه شده است و درگیری از کجا شروع شده بود.
فشاری بود که از لحاظ روانی روی آنها بود که آنجا توی ناو نشسته بودند و فکر اینکه موشک بیاید و کشته شوند و میگفتند آنها را کجا میبرند. فرمانده نیروی دریایی شان یا وزیر نیروی دریایی امریکا را بخاطر اینکه نمیتوانست این عملیات را به نحو شایسته پیش ببرد عزل کردند. برای اینکه این عملیاتها را انجام بدهند فقط ۲ هزار و ۱۰۰ پرتابه روی جزیره ابوموسی ریختند، فقط نزدیک به ۳۰۰ موشک زمین به زمین به جزیره ابوموسی زدند برای اینکه سیادت دریایی را از ما بگیرند ولی رزمندگان ایستادند و هیچ آثاری از ضعف در نیروهای دریایی ما که بخواهند آنجا قدرت نمایی کنند را ندیدند و در این هدف هم شکست خوردند و تا امروز این سیادت دریایی دراختیار نیروهای دریایی ما است. اینها به راهبرد بعدی رفتند، از اینجا به بعد امریکا بی راهبرد است. یعنی راهبرد اول امریکا نظام ایران و بعد تجزیه ایران بود ولی از اینجا به بعد دیگر راهبرد ندارد، افسران بلندپایه امریکایی هم در رسانه هایشان تحلیل میکنند میگویند جنگ بدون راهبرد، ما راهبردی نداشتیم، همه دارند اذعان میکنند.
چون اینها تصورشان این بود که با حمله شان نظام را برمی اندازند یا تجزیه میکنند یا اگر موفق نشویم چه میشود را برای خودشان برآورد کرده بودند که این نظامی که رهبر و فرماندهها و مراکز نظامی و امنیتی مهم شان را زدهایم این نظام ضعیف شده است و درخواست آتش بس از ما میکند و ما هم آتش بس را میدهیم، دو سه مرحله دوباره جنگ را تکرار میکنیم تا آخر سال میلادی ۲۰۲۶ که الان هستیم دیگر کار نظام را تمام میکنیم، با چند مرحله آتش بس و دوباره جنگ نظام را تمام میکنیم یعنی این احتمال را داده بودند. ولی راهبرد جدیدی وضع نکرده بودند در مقابل اینکه اگر ما جنگ را ادامه دادیم چه میشود، تصورشان این نبود که ما بتوانیم جنگ را ادامه بدهیم. این اقتدار و تنگه هرمز و فرماندهی شان را که در العدیده بود را به فلوریدا ببرند که الان مرکز سنتکام را آنجا بردهاند یعنی ۱۲ هزار کیلومتر عقب نشینی کردهاند. خودشان هم تصور نمیکردند چنین اتفاقاتی بیفتد که تمام پایگاه هایشان به زیر آتش رزمندههای ما برود، براساس برآورد خودشان، ما شاید اطلاعات دقیق تری بدهیم، ولی برآورد خودشان این است که گفتهاند ۲۸۲ نقطه حساس نظامی شان نابود شده است، اینها برآوردهای خود پنتاگون است.
خود امریکاییها میگویند یک جنگ تاکتیکی بزرگی داریم، لذا هر روزی از روی شاخهای به شاخه دیگری میپرند، یعنی هر چند روزی راهبرد و حرف عوض میکنند که چه کار کنند. از روز ۲۵ اسفندماه روی ترورها تمرکز کردند ولی در اینجا هم شکست خوردند، چون سیستم امنیتی ما حفاظت از شخصیتها را در مقابل ترورهای تروریستیهای زمینی برنامه ریزی کرده بود ولی ترورهای هوایی که برنامه آنها بود، یک قدری کم تجربه بودیم، در جنگ ۱۲ روزه تجربهای کسب شد ولی آن پختگی وجود نداشت. الحمدالله بچهها خودشان را جم و جور کردند، چند ترور داشتیم که مردان بزرگی را از دست دادیم، شهید لاریجانی، شهید خطیب، شهید خادمی ولی اینها کم آوردند و نتوانستند این کار را ادامه بدهند و به سراغ ردههای خیلی جزئی رفتند، مثلاً یک تکنسین جزئی یک سکوی پرتاب که خانه هایشان را پیدا کرده بودند که در فلان روستا و فلان محله و رفتند خانه هایشان را زدند. اما دیگر نتوانستند افرادی را که میخواستند را ترور کنند، فرماندهها و شخصیتهای مهم را نتوانستند پیدا کنند. حتی برخیها را اقدام کردند ولی شکست خوردند و به کاهدون زدند و نتوانستند و سیستم حفاظت ما بیدار شد و در این قضیه هم آنها به شکست رسیدند. حتی در مجلس خبرگان یک افتضاح برای آنها به وجود آمد، چون جمع شدند و گفتند که نمیگذارند مجلس خبرگان تشکیل شود و میزنند و میکشند، ولی ۸۰ و چند نفر مجلس خبرگان بعلاوه ۴۰- یا ۵۰ نفر کارگزارانی که باید باشند و بنویسند و منشیها و کادر فنی همه آمدند، ۱۲۰ نفر در یک نقطه جمع شدند و بعد از تمام آئین نامههای داخلی جلسه را تشکیل دادند و رأی گیری کردند و بحث کردند و نظرات شان را دادند و رأی گیری شد. خود این یک مسئله بود، یعنی در ترور هم اینها نتوانستند کاری کنند روی بحث نفت آمدند و حرف شان را عوض کردند.
رئیس جمهور امریکا گفت که ما اینجا آمدهایم که نفت را بگیریم و خارک را بگیریم، اینقدر آدم ضعیفی از لحاظ اطلاعات عمومی است که اصلاً نمیداند خارک نفت ندارد و فقط مرکز پمپاژ نفت به کشتیها است و یک قطره نفت از این جزیره استخراج نمیشود. گفته بود این جزیره را بگیریم عالی است و نفت ایران در دست ما است و به جزیره خارک حمله کردند، تمام پایگاههای نظامی که در خارک بود را بمباران کردند و به طور دائمی بالای سر آنجا همینطوری جنگندهها میپریدند و چندین روز ماجرایی درست کردند که خارک را میگیریم و به نفت ایران مسلط میشویم و استراتژیک شان نفت شد. از تاریخ ۲۸ اسفندماه تا سوم فروردین یک هفتهای روی این موضوع بودند، چون تصمیمهای آنها خیلی لحظهای بود، روی راهبر حسابی که بخواهند ادامه بدهند نبود. خارک هم با وجود حملههای گسترده که در تمام سنگرهای نظامی آنجا کردند، هیچ آثاری از شکست، تسلیم، در نیروهای دفاعی که در جزیره خارک بودند به وجود نیامد، همه با شهامت ایستادند و خطوط را کنترل کردند و از خودشان در مقابل نیروی دشمن علائم اقتدار نشان دادند و این موجب شد که آنها از این قضیه هم عقب نشینی کنند؛ که البته خودشان هم فهمیدند که نمیتوانند روی زمین با نیروهای ما درگیر شوند.
الان در جنوب لبنان ۵ لشگر مکانیزه در خط، ۲ لشگر در احتیاط در ۷۹ کیلومتر، نظامیها میدانند من چه میگویم، یک چنین نیرویی با آتش هوایی نامحدود، یعنی جنبنده را میزنند، پشه و مورچه را میزنند، هر چه در آنجا حرکت کند با بمباران و پیوسته به زمینهایی که اشغالی فلسطین است میجنگند و میخواهند پیشروی کنند، ۲ سال و ۸ ماه است که میجنگند توانستهاند ۳ کیلومتر توانستهاند پیشروی کنند با تلفات چند هزار مجروح و صدها کشته و در همین دو ماه گذشته ۱۶۰ تانک مرکاوا را از دست دادهاند که تصاویر صدمه به تانکها است، بیانیه نیست، تصاویر آنها است و چندین فرمانده تیپ و فرمانده گردان در این دو ماه گذشته از دست دادهاند و نتوانستند. آن وقت میخواهند در ایران بزرگ بیایند و درگیر شوند، قطعاً نمیتوانند، بهانه هم میآورند، آقا مهمات تات تمام شده است، مهمات فلان تمام شده است، اینقدر سال طول میکشد، اینها هم دروغ است، مهمات پر دارند، ما مهمات داریم که یک درصد بودجه آنها هستیم موشک داریم و همه نوع موشک را داریم میسازیم تیرهایی هم که بچهها شلیک میکنند همین الان داریم روزانه میسازیم و به یگانها تحویل میدهیم، چه در پدافند و چه در موشکی و چه در پهپادی مان.
سؤال: آنها برای چه اعلام کردهاند که مهمات شان دارد تمام میشود؟
سردار نقدی: بخاطر اینکه ضعف اصلی خودشان را پنهان کنند، اینها رزمندهای ندارند، رزمنده امریکایی برای چه فداکاری کند، برای اینکه رئیس جمهور به جزیره اپستین برود، برای چه باید بجنگد، اینطوری نیست، نمیجنگند. این افسانه تسلط بر نفت ایران و آرزوی خام رئیس جمهور بی اطلاع و بیسواد امریکا که نمیداند جزیره خارک اصلاً نفت ندارد ولی آن هیاهو را برای تصرف جزیره خارک به راه انداخت، با اقتدار نیروهای مسلحی که آنجا ایستادند، جزیره خارکی که ۲ هزار و ۵۵۰ بمب در دفاع مقدس به آنجا خورده است ولی آنجا ایستادهاند و چند سال زیر آتش سنگین در شهر بوده است، اینها تاریخ نخواندهاند و جغرافیا نمیدانند، اطلاعات اقتصادی که کجا نفت است و نیست، همینطوری یک حرفی میزنند و این تغییر راهبردهایی که هر چند روز یکبار میدهد خودشان نشان دهنده بی راهبرد این است و دوباره عوض میکند و به سراغ زیرساختهای صنعتی میآید. شروع میکند زیرساختهای صنعتی ایران را میزنم، فولاد را زد، فولاد و آلومینیوم که امریکا در آنها سهامدار بود را در ۵ فروردین ماه زدیم. پتروشیمی را زد، ۱۲ فروردین ماه پتروشیمیهایی که امریکا در آنها سهامدار بود در منطقه را زدیم، متوقف شد.
هستهای ما را زد، هستهای را در مقابل زدیم و متوقف شد و دیگر ادامه نداد و نهایتاً گاز عسلویه را زد که کشور ما از لحاظ انرژی شهرهای ما متکی به گاز هستند، آنجا را زد. بلافاصله نیروهای مقتدر ما در چندین کشور تمام اهداف انرژی را مورد اصابت قرار دادند که در آن امریکا سهامدار اصلی بود ازجمله گاز رأس لفان در قطر و خوب ضربه خورد و موجب شد که رئیس جمهور امریکا یک توئیت بزند و برای اینکه مبادا ما این خط را نخوانیم با حروف درشت در وسط نوشت به هیچ وجه دیگر تکرار نخواهد شد یعنی رئیس جمهور مدعی امریکا یک توبه نامه نوشت که به هیچ وجه ما دیگر نمیزنیم و این ماجرا و پرونده را تمام کرد و بست و دید که بخواهد بزند میخورد، یعنی یکی بزند ۱۰ تا میخورد را اینجا تجربه کرد. فقط ما یک چیزی را کم آوردیم و نزدیم و باید اعتراف کنیم و آن دانشگاهها بود که دانشگاههای ما را زد و ما بیانیه هم دادیم برای اینکه او را متوقف کنیم ولی نزدیم شاید خواست خدا بود که آنها بخاطر زدن مراکز علمی و دانشی بیشتر رسوا شوند، ولی جای آن است اگر بخواهد این کار را ادامه بدهد. در این مقابله به مثل اهداف صنعتی و اقتصادی در مقابله به مثل متوقف شد و به سراغ یک دستاورد آمد، گفت هیچ کاری نتوانستم بکنم، یک کاری کنم که یک پیروزی بخواهم اعلام کنم و در امریکا بگویم من پیروز شدم. آمد بعنوان آزادی آن خلبان یا بعد آن بردن اورانیومها دو عملیات را در دو سه روز انجام داد که همه با شکست مواجه شد.
اول با بالگرد از مناطق صعب العبوری که به جز چوپانها کسی نمیرود و نه جادهای دارد و نه تأسیساتی دارد و نه نیروهای مسلح هستند، از آنجاها به داخل آمد که عملیات کند، در آنجا خود عشایر بختیاری و عشایر کهگیلویه و بویراحمد دماری از روزگار این بالگردها درآوردند که خودش بیانیه داد که دو تا از اینها خسارت جدی دادهاند، چند نفر مجروح دادهاند و کشته دادهاند و مجبور شدند و برگشتند. خود حرکت مبتکرانه خود مردم و خودجوش عشایر ما در کهگیلویه و بویراحمد و بختیاری اینها عقب نشینی کردند و رفتند. فردای آن روز از یک مسیر دیگری، از بیابانهای اطراف مهیار اصفهان در فرودگاه متروکهای که آنجا بود با هواپیماهای ۳۳۰ نیرو پیاده کنند و عملیات شان را برای اورانیوم غنی شده شروع کنند که در آنجا دست قدرت خدا را مثل ماجرای طبس در آنجا دیدیم و آنجا ۲ هواپیمای سیاسی، ۲ بالگردشان را آنجا از دست دادند، کشته و مجروحانی دادند. به هر حال آن چیزی که رئیس جمهور بی خرد امریکا به کارتر و دولت دموکراتها سرکوب میزد، همان بلا بر سر خودش آمد. بعد آمدند جشنی گرفتند که یک خلبانی را از ایران بردهایم که آن خلبان هم هیچ زمانی کسی او را نشان نداده است و کنگره همین الان هم میگوید خلبان کجا است.
محاسبات آنها را این عملیات بهم زد، حادثه عشایر در کوهستانها و ماجرای مهیار که همه نیروهای مردمی و همه بر سر این هواپیما ریختند و به سمت آن شلیک کردند. رئیس ستاد مشترک امریکا در گزارشی که به کنگره میداد عبارت عجیبی بکار برد که ما از همه طرف محاصره شدهایم، هر کسی با هر چیزی که در دست اش بود به سمت ما شلیک میکرد، علت شکست شان را اینکه مردم و همه نیروها با تمام توان شان به مقابله با اینها، این ذهنیت غلطی که اینها سالها گردانده بودند که ملت ایران میخواهند امریکا آزادشان کند و فرش قرمزی را زیر پای آنها پهن میکنند، فهمیدند نه همه دست شان اسلحه است برای تیراندازی به سمت امریکاییها و این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست و اینجا برای ارتش امریکایی جا افتاد که این زمین جای پا گذاشتن نیست، این محاسبه آنها را درست کرد و عوض کرد. خوب است که این عبارت رئیس ستاد مشترک امریکا میگوید را صداوسیما پخش کند، این عبارتها خیلی زیبا است، از اعتراف خود دشمن است که میگوید چگونه مردم آماده هستند و منتظر نیستند که دستوری از جایی بشنوند، ببینند دشمن است به سمت اش شلیک میکنند و حمله میکنند و این هم مرحله هفتم بود. الان بعضی از این مراحل که میگوییم ترتب؟ زمانی دارد و بعضیها ترتب زمانی ندارد ولی موضوعی است که اینها بر آن وارد شدهاند. بعد سراغ تهدید زیرساختهای حیاتی آمد و گفت حالا من شما را برمی گردانم به عصر حجر تمام انرژی تان را میزنم، دید که ما ایستادیم محکم و اصلا کوتاه نمیآییم یعنی بگوییم زود برویم سر میز مذاکره و تمام کنیم دید این طور نیست و مسئولین ایران ایستادند و نیروهای مسلح ایستادند.
سوال: ایران فهرست داد به آنها؟
سردار نقدی: بله، ایران هم گفت ما هم میزنیم، چون در زیرساختهای صنعتی آن حرف ما نافذ بود و اعتبار داشت معتبر بود تهدیدمان، ما تهدید کردیم که اگر شما نیروگاهها را بزنید نیروگاهها را میزنیم انرژیها را میزنیم ما تازه اصل انرژی که تولید نفت است را هنوز نزدیم ما میتوانیم ۱۵ میلیون بشکه نفت را صفر کنیم و برای یک سال دو سال تا بخواهد احیا شود برگردد و این چیزی است که شما باید با آن مواجه شوید اگر بخواهید وارد حوزه انرژی و زیرساختهای حیاتی ما بشوید او آمد اول یک ضرب الاجلی ۴۸ ساعته گذاشت دید اعتنا نشد بعد ضرب الاجل ۵ روزه گذاشت دید ما اعتنا نکردیم، بعد ضرب الاجل ۱۰ روزه گذاشت دید ما اعتنا نکردیم بعد آمد پلها را به آن اضافه کرد که مثلا ما از زدن پلها بترسیم بگوییم دیگراین خیلی جدی است حتما نیروگاهها را قرار است بزند و گفت پلها را هم من میزنم و شروع کرد پلها را زدن، در ازای آن یک ضربه سنگینی را نیروهای ما به آنها وارد کردند که ۲۱ مرکز بزرگ تاسیسات زیرساختهای حیاتی آمریکا در منطقه را مورد اصابت قرار دادند در شب آخر که این مرحله از جنگ هم با شکست آن به پایان رسید یعنی دیگر حس کرد که ما هر تهدیدی کنیم یک مسئله معتبر است یعنی توانایی گسترده نیروهای ما را در پاسخگویی به این قضیه دید و متوقف شد، اینجا دیگر جنگ به پایان رسید یعنی در مرحله آتش بس رسید آتش بس هم علتی که پذیرفته شد در ایران، این بود که آن تسلیم شد یعنی ۱۰ بند دولت ما را پذیرفت واقعا هم اگر آن ۱۰ بند را پای قرارش بود که یک موفقیت و دستاورد بزرگی بود ولی مثل همیشه دروغ گفت، یعنی مثل همیشه آمد در پاکستان و همه دیدیم که به هرحال این پای کارش نیست و پای عهد خود نیست رسما هم رئیس جمهور امریکا اعلام کرد توئیت زد نخست وزیر پاکستان هم تایید کرد که اینها ۱۰ بند را پذیرفتند دولت پاکستان بعنوان واسطه تایید کرد وارد عمل شده بود و این جا آتش بس شد.
در بعد از آتش بس باز ما دوباره پیروزی هایمان ادامه دارد، آمدند محاصره فرسایشی را کردند، گفتند که دیگر ما این جا میآییم بعد از مذاکره خیانت کردند به مذاکره بلافاصله بعد از مذاکره شروع کردند به محاصره دریایی ایران، در این قضیه محاسبه نکرده بودند که ما یک دولت آب دیده داریم که ۴۰ سال ۴۵ سال است که تحریم است اصلا همه راهکارهای دور زدن تحریمها را بلد است و محاصرهها را بلد است، یک ملتی داریم که ملت تاب آورند و توانمند هستند یک کشوری داریم که خودکفا است آن طوری نیست که خیلی وابسته به خارج و واردات و اینها باشد که بخواهد زندگی اش را بگذراند میتواند روی پای خودش بایستد و ۹۰ درصد قضیه را خودش تامین میکند، یک کشوری داریم که هفت هزار کیلومتر مرز دارد اصلا قابل محاصره شدن نیست شما غزه را که ۴۰ کیلومتر است طول آن و هفت کیلومتر مرز دارد نتوانستید محاصره کنید و کار آن را یکسره کنید بعد انتظار دارید یک کشور بزرگی، با ۹ کشور ما فقط مرز خاکی داریم و هفت هزار کیلومتر مرز داریم شاید اصلا این خودش زمینه شود خیلی از اصلاحات روشهای غلط اقتصادی ما که مثلا آمریکای لاتین ما برمی داریم گوشت میآوریم که دو سه ماه روی آب است و مثلا تفاله اش به مصرف کننده میرسد این جا بغل دست ما در پاکستان و افغانستان و قزاقستان و تمام کشورهای شمال شرق و شرق ما هستند انبوهی از تولیدات گوشت را دارند که آرزویشان است به ما بفروشند. محاصره هم الان شکست خورده یعنی خودشان دیدند که نه نمیتوانند به این زودی که میخواهند مردم ما را تسلیم کنند و راهها دارد باز میشود هم برای صادرات نفت ما و هم برای واردات کالاهای ما دارد راههای بهتری ایجاد می شود آمدند عملیات آزادی معبد را اجرا کنند که آن هم شکست خورد.
سوال: تازه ما آمدیم مرز تنگه هرمز را برایشان مشخص کردیم ضلع جنوبی و ضلع شمالی.
سردار نقدی: بله، آمدند و خواهش کردند که اجازه بدهید ما برویم و عقب نشینی کنیم ما را نزنید خب بچهها ضربات اساسی را به آنها وارد آوردند و این جا هم یک شکست بزرگی را تجربه کردند د راین قضیه، تبانی کردند با بزرگترین شرکتهای کشتیرانی دنیا که بیایید بیانیه بدهد که دو کشتی با پرچم امریکا رد شد و برای کشتیها تشویق کنید بیایند عبور کنند هیچ کس حرف آنها را گوش نکرد، کسب برتری مطلق هوایی را جزو هدف هایشان اعلام کرده بودند شکست خوردند هر چقدر جنگ پیش رفت پدافند ما قبراقتر شد و همین الان یقینا پدافند هوایی امروز جمهوری اسلامی خیلی قویتر از ۹ اسفند است و توانایی فوق العادهای کسب کردند در همین مدت و تجربههایی که بدست آوردند و فناوریهایی که به کار گرفته و این هم شکست خورد در بعد دوازدهمی که زدن تمام توان موشکی و پهپادی ما بود که جزو اهداف شان اعلام کرده بودند که ما باید تمام توان اینها را از بین ببریم خودشان ادعا میکنند که هفتاد درصد.
سی درصد بیست درصد هم نیست یعنی توان ما پابرجاست و روزانه دارد سلاحهای جدید را تحویل میگیرد و هر چه را که از بین میرود دوباره بازسازی میکند و توانایی تولید در کشور استمرار دارد و اصلا این طور نیست که اصلا بتوانند این را تمامش کنند تا هر زمان جنگ ادامه پیدا کند رزمندگان ما سلاح دارند، دو سه عرصه مهمی که برنده بودند ملت ما یکی جنگ سیاسی بوده امروز در دنیا هیچ کسی نیست دوست داشته باشد امریکا پیروز شود نه اروپایی ها، چون میبینند بعد باید بیایند سراغ گرینلند، باید بیایند کانادا، نه آمریکای لاتین که بعد خودشان میدانند چه بیانیهای برایشان صادر شده نه کشورهای مسلمان که همه متنفرند از رژیم صهیونیستی و جنایت هایش به تنگ آمدند و لذا ما در این جنگ اگر از پیروزی حرف میزنیم مردم ما در جنگ افکار عمومی و رسانهای از حجاجی که از هفته دیگر شروع به بازگشت میکنند بپرسند بگویند که مردم دنیا که آنجا دیدیدشان راجع به ایران چه میگفتند و چطور به شما نگاه میکردند چه عبارتهایی را بکار بردند؟ و همین میتواند یک شاخص قشنگی باشد، دشمن در همه جبهههای سیاسی و نظامی و امنیتی در این جنگ شکست خورده است، پیروز اصلی نبرد این ملت هستند و این وعده خداست که این انسجام و این وحدت و این همدلی که امروز بین ملت ما وجود دارد این شاخص بزرگی است که پیروزی از آن این ملت است و وعده خدا در حق شان محقق خواهد شد.