پخش زنده
امروز: -
رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت سیزدهم گفت: آیتالله رئیسی، مدیری بود که مسائل را با شماره و جزئیات دنبال میکرد؛ از بازخواست درباره اجرای ناقص تصمیمها تا حساسیت ویژه به سفره مردم و اعتراض صریح به افزایش قیمت ماکارونی بهعنوان غذای قشرهای کمدرآمد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، به مناسبت شهادت رئیس جمهور شهید آیتالله رئیسی، آقای غلامحسین اسماعیلی در شبکه خبر، ویژگی های بارز ایشان از جمله تمرکز بر معیشت مردم، پیگیری مستمر و تأکید بر اجرای دقیق تصمیمها را تبیین کرد. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
سوال: آقای دکتر اسماعیلی، امسال دومین سالگرد رئیس جمهور شهیدمان در حالی برگزار میشود که ایران چهره متفاوتی دارد. حدود هشتاد شب مردم در خیابانها هستند و جانانه ایستادهاند برای ایران اسلامی. همان آرمان بزرگی که رئیس جمهور شهیدمان روز و شب برایش نمیشناخت و سفر پشت سفر برای اینکه خدمتگزاری کند به همین مردم؟
اسماعیلی: رئیس جمهور عزیزمان واقعا خودش رو وقف خدمت به مردم کرده بود و یکی از مصادیق این سفرهای متعددی بود که به اقصی نقاط ایران اسلامی و بلکه جهان و منطقه داشتند. بیش از یکصد و پنجاه سفر همراه رئیس جمهور شهید در سفرهای مختلف داخلی و خارجی بودم. رئیس جمهوری بود خداباور، ولایتمدار و مردم دار و مردم باور، مهمتر از مردم دار و دشمن شناس و دشمن ستیز. یکی همین بحث سفرهای استانی و سفرهای مختلف برای درک دقیق از نزدیک به موضوعات و آشنا شدن با معضلات و مشکلات و چاره اندیشی حل مسئله در صحنه واقعه و مواجهه و روبهرو با مسائل و مشکلات مردم.
سوال: خاطرم است در یکی از سفرها آقای رئیس جمهور اشاره کردند که هر تعداد دفعاتی که لازم باشد برای یک استان وقت میگذارم و سفر میکنم.
اسماعیلی: هشت سفر به خوزستان داشتیم در دوران ریاست جمهوری ایشان و برخیها گفتند چه خبر است در مدت کمتر از دو سال هشت سفر به استان خوزستان، چون خوزستان مشکل زیاد داشت به ویژه در حوزه آبفا و حوزه اشتغال. فرمودند هشت سفر که چیزی نیست چهل سفر هم لازم باشد خواهم آمد و اینقدر میآیم تا مشکلات برطرف شود.
سوال: آقای اسماعیلی، دوران رفاقت و همراهی شما با رئیس جمهور شهیدمان از کی شروع شد و میخواهم برگردم به آخرین سفری که باز هم برای خدمت رسانی به مردم ایشان راهی شدند و در حال خدمت از نقطهای به نقطه دیگر به شهادت رسیدند؟
اسماعیلی: ارتباط مستقیم من با ایشان برمی گشت به سال هزار و سیصد و هفتاد و سه. یعنی دوره سی ساله را تا سال هزار و چهار صد و سه توفیق داشتم بخشی از آن را به صورت ارتباط که بخشی را من مشهد بودم و ایشان تهران و حدود شانزده تا هفده سال هم در تهران از نزدیک با همدیگر کار میکردیم. شبانه روز با هم بودیم. شش سال آخر عمر با برکت ایشان را در حوزه ریاست قوه قضائیه و در دفتر رئیس جمهور شبانه روزمان را با همدیگر سپری میکردیم و من بیش از یکصد و پنجاه سفر را با ایشان داشتم. این نشات گرفته در همین شش ساله پایانی مسئولیت ایشان بود که این اتفاق رقم خورد.
سوال: چه چیزی باعث میشد که خسته نشوند از سفرهای متعدد و برنامهریزیهای مختلف. گاهی در یک سفر استانی بودند و در همان سفر استانی برای سفر دیگری برنامهریزی میشد؟
اسماعیلی: ایشان به لحاظ اینکه از یک طرف باور و اعتقاد راسخ به عنایات خدای متعال داشت و، چون این باور را داشت عنایات شامل حال ایشان بود و خسته نمیشد. از طرف دیگر دغدغه مردم وقتی که میدید مردم در کشور مواجه با مشکلاتی هستند و این مشکلات باید برطرف شود باید کار کرد. تعبیر ایشان این بود که ما امروز مصداق این آیه کریمهای هستیم که خدای متعال تفضل کرده این فرصت را برای ما فراهم کرده است که ما با بهره گیری از این فرصتها برای رفع مشکلات مردم کار کنیم و این تعبیر سخت است بیان کنم ولی ایشان مکرر و در جمع به من درس میدادند و میفرمودند بعد از مرگ فرصت برای استراحت زیاد است. دنیا دنیای استراحت نیست. اگر الان کار کردیم استراحت ما شروع میشود. اگر الان کار نکردیم فرصت را قدر ندانستی بعد از مرگمان باید عذاب بکشیم و سختی دنیا را و رنج و مشقت دنیا را.
کار در دنیا را با باور و اعتقاد اینکه سبب آرامش عالم آخرت و عالم پس از مرگ خواهد شد انجام میداد. وقتی که انسان این گونه بیندیشد خسته نمیشود و خستگی دیگر برای فردی که اینگونه به موضوعات نگاه میکند از یک طرف امر الهی و وعده خدا و از یک طرف، جامعه و مردم و نیاز آنها و از یک طرف اینکه ما ایام دنیا را باید صرف محصولات آخرتی خودمان کنیم. فکر میکنم هر فردی که این باور و اعتقاد در درونش شکل بگیرد هیچ گاه از کار خسته نخواهد شد و ایشان خستگی را خسته کرده بود و یکی از ویژگیهایی که رهبر شهیدمان از ایشان یاد کردند به عنوان مرد خستگی ناپذیر بوئد.
سوال: در این ایام، شما به سابقه دوستی سی ساله اشاره میکنید و البته شش سال به طور نزدیک کار کردن با رئیس جمهور شهید بود. مواردی بود که ایشان گله کنند از خستگی از اینکه امور کشور یا امور قوه قضاییه زیاد است و زمانی استراحت کنند؟
اسماعیلی: نه از کثرت کار و نیاز به استراحت هیچگاه، اما گلایههای سنگین میکردند برخورد میکردند اونجایی که میدیدند برای ندانم کاری بعضیها به خاطر بی توجهی به ابعاد کار از ناحیه برخی همکاران یا دوستان یا دیگران کار آنگونه که مد نظر است پیشرفت نمیکند، کار با کندی و تاخیر مواجه میشود، ایشان مطلقا کندی و تاخیر را بر نمیتافت و معتقد بود باید با پیگیریهای مجدانه کار را در حداقل زمان و بدون فوت وقت انجام داد. اگر کاری قرار بود انجام شود و نمیشد ایشان گلایه میکرد نه برای خودشان ایشان گلایه میکردند از آن همکار از آن دوست، از آن برادر، از آن کسی که متولی کار بود و کار را به موقع انجام نداده بود و کاملا جدی برخورد و مطالبه میکردند.
سوال: خاطرتان هست مثلا در مورد شما که ریاست دفتر را بر عهده داشتید در دولت سیزدهم، صدا کنند و گلایه کنند و کدام موضوع بود که با دخالت مستقیم و ورود مستقیم ایشان به سرانجام رسید؟
اسماعیلی: هزاران موضوع دارم. ایشان در خیلی از موضوعات اصلا کار را به من میفرمودند. معدود مواردی بود که شخصا گلایهها و برخوردها با همکاران داشتند، اما خیلی از اوقات به من میگفتند فلانی را صدا یا بهش زنگ بزن و بگو یک دو سه چهار پنج و اینطور بود که میشمردند. یعنی اصرار میکردند گاهی اوقات بعد که پیگیری میکردند میگفتند چی شد؟ من گزارش میدادم. میفرمودند آن نکاتی که گفتم هفده نکته بود اینها که الان در گزارششان پانزده تا شد آن دوتای دیگر چه شد؟ کجا جا ماند؟ این قدر هم تمرکز به موضوعات داشتند به ویژه موضوعاتی که ناظر به مردم بود، ریز و درشتش.
مخصوصا این روزها بحث سفره و معیشت مردم است. یادم میآید در اوایل دولتشان وقتی بحث حذف یارانهها مطرح شد که یارانهها را به مردم دهند و تعدیل قیمت شود، ابتدا دستگاه متولی تعدیل قیمت را از آرد ماکارونی شروع کرد. ایشان فوق العاده عصبانی شد و ناراحت به آن همکار دولتی که چرا این کار را کردید؟ گفتند که آقا ما گفتیم که نان، گوشت و مرغ و این ها، گفتند توجه ندارید ماکارونی غذای قشر مستضعف جامعه است. ماکارونی عین نون است و ماکارونی خورهای ما مردم کم درآمد هستند. شما این کار را خواستید شروع کنید از این جا شروع کردید؟ اصرار اصرار که باید این کار را برگردانید و این را قبول نمیکنم و نمیپذیریم که این گونه مردم ما دچار زحمت و مشقت شوند. تا موضوعات کلان در سطح ملی و در زیرساختها و پالایشگاهها و آبرسانیها و موضوعات مختلف.
وقتی کار به موقع انجام نمیشد، جدی وارد میشدند و بازخواست میکردند. اغلب اینها را هم به خاطر حفظ حرمتها که هم شان و حرمت خودش ما هم خواسته بودیم، ایشان حفظ شود و با همکاران یک مقداری رویشان به همدیگر باز نشود، به من میگفتند که تو صدا یا زنگ بزن یا برو فلان جا و این موضوعات که به موقع اجرا نشده، شما حتما پیگیری کن و گزارش آن را برای من بلافاصله بیار و حواس شان بود که موضوعات را شماره گذاری میکردند و بعد ریز به ریز با عدد و شماره چه از من و چه از دیگران پیگیری میکردند.
سوال: سه مقطع آخر را میگویم. خدمتگذاری به مردم در آستان قدس، خدمتگذاری به مردم در قوه قضائیه، خدمت گذاری به مردم در جایگاه ریاست جمهور دولت سیزدهم. آخرین سفر، آخرین روز بعد از همایش جمعیت سفر به آذربایجان شرقی و زمانی که دیگر مشخص شد که رئیس جمهور به شهادت رسیده است.
اسماعیلی: سفر آخر خیلی توام با امید و برنامه برای ما بود. سفری که در آن دو تا برنامه بین المللی داشتیم و یک برنامه داخلی آن هم در ارتباط با موضوع سوخت و بنزین هم افزایش تولید پالایشگاه تبریز و گوگردزدایی و تولید گازوئیل و بنزین بدون سرب که باز به مردم برمی گشت. برنامه اول مان بازدید از کریدور ارس بود که کریدور بین المللی بود ابتدا بعد از ورود به تبریز به آن جا رفتیم، چون بعد بین المللی داشت برای ما خیلی مهم بود. البته در آغاز راه بود ولی رئیس جمهور در آن جا حضور پیدا کردند برای این که تسریع کنند. امروز ما آثار این کریدورها را در محاصرههای بعد از جنگ بیشتر میفهمیم.
سفر بعدی ما و ادامه سفر به منطقه خودآفرین و گیزقلعه سی و افتتاح سد مشترک ایران و آذربایجان بر روی رودخانه ارس، آبهای مشترک مرزی. برای موضوع بسیار مهم و حیاتی آب که «من الماء کل شی حی» برای سه استان اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی. سد معمولی نبود. سدی بود که هم آب شرب و هم آب کشاورزی و پایین دستی این سدها را فراهم میکرد. شش صبح از تهران پریدیم و ساعت تقریبا یک ربع به ۱۲ برنامههای اصلی مان تمام شد. قرار بود پرواز کنیم به سمت تبریز اعلام شد که برخی از مردم روستای همجوار سد که در اثر ساخت سد، زمینهایشان زیر آب رفته بود و تقاضاهایی داشتند. برای خواستههای خود آمدند و میخواستند آقای رئیس جمهور را ببینند.
سوال: این برنامهریزی شده نبود؟
اسماعیلی: نبود. رئیس جمهور مردمی یعنی این. با همه کار و برنامهای که داشتیم اعلام شد جمعی از مردم آمدند و میخواهند با آقای رئیس جمهور صحبت کنند. ایشان برنامه را شخصا تغییر دادند و گفتند اول مردم را میبینیم و نماز را همین جا میخوانیم با این مردم و بعد پرواز میکنیم. جمع مردم روستایی، مردمی که در آن نقطه صفر مرزی، زمینهای شان و اراضی شان در محل آبگیری سد قرار گرفته بود، نشستند و صحبتهای نمایندگان مردم را گوش دادند و نماز جماعت اقامه شد به امامت مرحوم شهید آیت الله آل هاشم نماینده حضرت آقا در استان آذربایجان شرقی و بعد از نماز پرواز کردیم بعد از حدود نیم ساعت از پرواز روی آسمان بودیم، سه تا بالگرد بودیم، در بالگردی که من بودم، تقریبا همه دوستان در حال استراحت بودند، خستگی از سحر که راه افتاده بودیم ولی من بیدار بودم و روبه روی من مهندس پرواز نشسته بود. یک مرتبه دیدم بالگرد دور زد. هیچ صحنهای متوجه نشدیم. متوجه شدیم که بالگرد دور زد روی آسمان. من واکنش نشان دادم. گفتند یکی ازبالگردهایمان عقب مانده، دور میزنیم که به اتفاق حرکت کنیم.
وقتی دور زدیم متوجه شدیم که زیر پای ما مملو از ابر و مه است. گفتم چی شد؟ گفتند: نمیبینیم. گفتم مگر ارتباط رادیویی ندارید؟ گفتند ارتباط رادیویی شان جواب نمیدهند. گفتم: کدام بالگرد؟ آن جا به من گفت: بالگرد آقای رئیس جمهور و همان جا در آسمان، آسمان روی سرمان خراب شد که ارتباط آن جا، آن مقطع در همین حد بود که ارتباط مان با بالگرد آقای رئیس جمهور قطع شده و گشتی زدیم متوجه نشدیم ولی امیدوار بودیم. گفتند احتمالا فرود آمدند، آمدیم در نزدیکی نشستیم و پیگیریهای مجدانه برای کسب خبر از رئیس جمهور و همراهان رئیس جمهورمان که همه شان عزیزانی بودند. وزیر خارجه، استاندار، امام جمعه و سایر کادر پرواز که همراه شان بودند. ایام سختی بود.
سوال: نه فقط برای شما و اعضای دولت سیزدهم برای همه مردم ایران، این سختی و لحظههای ۲۹ و ۳۰ اردیبهشت بسیار جانکاه و دلهره آور و بسیار اضطراب زا و لحظههایی بود که بسیار سخت گذشت بر مردم؟
اسماعیلی: در هر حال، تا اینکه دنبال رئیس جمهور بگردید تا صبح روز بعد از سقوط. البته از شب قبل برای ما اطمینان حاصل شده بود تا این که همکاران رسیدند در محل سقوط، بالای پیکر رئیس جمهور شهید و یاران شهیدشان. روحشان شاد. خودشان را وقف کردند. تعبیر من این است: آب آوردن برای این سرزمین و استانهای شمال غرب کشورمان، اینقدر برای آنان اهمیت داشت؛ موضوع آب و آبهای مرزی؛ که در این مسیر قدم بردارند و همت کنند و جان خود را هم در این مسیر تقدیم کردند. یادشان گرامی و راه آنان پررهرو. مردم ما خوب قدرشناسی کردند، بعد از این قصه در تشییع.
مردم ما، مردم قدرشناسی هستند. در تشییع رئیس جمهور شهید و در این ۸۰ شب هم ثابت کردند. قدرشناس امام و رهبر شهیدمان هستند و قدرشناس همه فرماندهان و خدمتگزاران عزیز خود.